یادته یه روز بهم گفتی هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه نامردی اشکات رو ببینه و بهت بخنده؟
گفتم: اگه بارون نیاد چی؟
گفتی؛ اگه چشمات بباره، آسمونم گریه ش می گیره.
حالا من دارم گریه می کنم و آسمون نمی باره، تو هم اون دور دورا ایستادی و به من می خندی
وقتی از رابطه دوستی ، بعضی ها به مسائل جنسی فکر میکنند !
و بعضی ها به شارژ ایرانسل ! ، درک میکنی که تنهایی هم زیاد بد نیست
یادته یه روز گفتی چه کسی می خواد من و تو رو از هم جدا کنه؟!!
گفتی عکسشو بده
جنازه شو تحویل بگیر!....
حالا خودت بگو چی شد که امروز به جای جسدش کارت دعوت
عروسی تون به دستم رسید
به سلامتی اونایی که تو اوج سختی ها و مشکلات
به جای اینکه ترکمون کنن
درکمون میکنن
برای دلم، گاهی مادری مهربان میشوم،
دست نوازش بر سرش میکشم، میگویم :
غصه نخور، میگذرد . . .
برای دلم، گاهی پدر میشوم، خشمگین میگویم :
بس کن دیگر بزرگ شدی. . .
گاهی هم دوستی میشوم مهربان، دستش را میگیرم،
میبرمش به باغ رویا . . .
دلم ، از دست من خسته است . .
چــــه فـــرقـــی میکنـــه پاییــــز یا بهــــار
وقتـــــی اونـــا بـــاشـــن و تــو نبـــاشی
چــــه تفـــاوتـــی داره شنبـــه یـــا جمعـــه
وقتــــی هفـــت روز هفتـــه بـــه انتــظار بگـــذره
مهـــم اینـــه کـــه لحظـــه هــا
میگـــذرن ولـــی تـــو ..
تـــو نیستـــــی
خواستن همیشه توانستن نیست... گاهی فقط داغ بزرگی ست که تا ابد در دلت می ماند
حالش بد بود...
اومدم تو زندگیش...
حالش خوش شد
،رفت تو زندگی یکی دیگه
روزی دلقک نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت برای دكتر تعریف كرد، دکتر گفت به فلان سیرک برو . آنجا دلقکی هست ، اینقدر می خنداندت تا غمت یادت برود
مرد لبخند تلخی زد و گفت من همان دلقکم
نظرات شما عزیزان:
|